...| ویکی پدیا فارسی

...

با آن همه دلداده، دلش بسته ما شد... ای من به فدای دل دیوانه پسندش.... حال خوبی دارم، یه دوره سخت دیگه از حمله های ترسم تموم شد، فعلا میتونم فکر کنم... میتونم نه درگیر گذشته باشم و نه آینده... می تونم تو زمان حال سیر کنم... ساعتها به مجتیی فکر کنم و جز خودش دغدغه ای نداشته باشم... سلامتی خیلی خوبه... عالیه... چند شب پیش با هم داشتیم به شبی فکر میکردیم که سر روی یه بالش بذاریم و سیر همدیگه رو تماشا کنیم.. حرف بزنیم و صداهامون تو گوش هم بپیچه... بعد از این همه دوری ومحروم شدن... + اون شب نزدیکه جیران... انقدر محکم این جمله رو گفت که دیگه شک نکردم... چقد خوبه پیش منی، مال منی، عشق منی... خدا حفظت کنه :*